X
تبلیغات
رایتل

مشاوره

انتشار مطالب وبلاگ تنها با درج آدرس آن بعنوان منبع مجاز می باشد. خواهسمند است بدون ذکر منبع در جای دیگری استفاده نگردد

 مفهوم هویت

      مفهوم هویت هم در زبان روزمره و هم در بحث های علمی مورد استفاده قرار می گیرد و واجد مفاهیم مترادف از قبیل: من فاعلی[1]، من مفعولی[2]، ادراک خود[3]، خود انگاره[4]، هویت من[5]، من[6]، فرامن[7]، و شخصیت است (دسچامپش و دووس[8]، 1998).

   

ویلیام جیمز( به نقل از محسنی، 1375) هویت شخصی را  مفهومی میداند که فرد از خود به عنوان یک شخص دارد و این مفهوم ناشی از تجربه تداوم و تمایز است. یعنی، خود در طی زمان یکسان باقی می ماند و در عین حال از دیگران متمایز  است.

    اریکسون (1968؛ به نقل از برزونسکی، 2003) احساس هویت را هماهنگی ادراکی فرد از خویشتن  با ادراک دیگران از او تعریف می کند و هویت یابی را در مقابل بحران هویت یا «بی هویتی»، پدیده ای روانی- اجتماعی میداند که در دوره نوجوانی ظهور می کند. بنابر گفته اریکسون (به نقل از کروگر[9]؛ 2007) مفهوم هویت معانی بسیاری دارد و تنها از طریق ژرف نمایی های متعدد قابل فهم است. سه عنصر درونی در احساس هویت نقش مرکزی را بازی می کنند: یکی، وِیژگیهای بیولوژیکی، که در خلال بزرگ شدنمان تغییر پیدا می کنند؛ دیگری، نیازها، علائق، احساسات و حامیان  ویژه روانشناختی، و دیگری، سابقه اجتماعی  و فرهنگی خودمان، که فرصتها را برای بیان و بازشناسی تشکیل دهنده های هردو فراهم می کند.

در نظر مارسیا (1966؛ به نقل از چلن و کوشدیل[10]، 2009) «هویت  ساختار درون- روانی فرضی می باشد». این ساختار می تواند به کمک تعهدات روانی- اجتماعی ارزیابی شود.

     بورک[11] (1991) معتقد است که فرایند هویت یک نظام کنترل ادراک است و هویت، مجموع معانی به کار گرفته برای خود در یک نقش یا موقعیت اجتماعی را شامل می شود که فرد را به طور خاص تعریف می کند.

     برزونسکی (2003) هویت را یک نظریه راجع به خویشتن می داند و معتقد است که افراد به سبکها و شیوه های مختلف به نظزیه پردازی راجع به خود می پردازند.

فرایند تحول هویت

      رشد هویت را معمولا یکی از جنبه های «رشد خود» به حساب می آورند. رشد خود یک مبحث مهم در روانشناسی خود است که مهمترین موضوع های آن عبارتند از: «خود انگاره» یا «مفهوم خود»، عزت نفس[12] یا ارزش نهادن بر شایستگی­های خود، رشد انگیزش پیشرفت[13] و خود انگاره تحصیلی[14]، رشد کنترل خود[15]، رشد شناخت دیگران یا رشد شناخت اجتماعی[16] و رشد هویت[17](لطف آبادی، 1381، صص124 و 125).

      منصور (1368) سالهای دوم و سوم زندگی را که در آن یک حالت هوشیاری نسبت به خود ایجاد می شود، سالهای آغازین جست و جوی هویت می داند که به زودی در همسان سازی های کودک با والدین محو می گردد، ولی در نوجوانی مساله هویت با شدت تمام از نو وارد می شود. زیرا در این مرحله والدین دیگر نمی توانند چندان به او کمک کنند، چه، وی الگوهای خود را در جای دیگر جستو جو میکند به خصوص که علیه اقتدار و ارزشهای خانوادگی شورش می کند. این سرپیچی به نفع فرایند خود پیروی و جست و جوی فردیت است.

     گام اصلی در رشد هویت، جداشدن خود انگاره نوجوان از خود انگاره عمومی خانواده است. این جدایی خود از آغاز زندگی (جدا شدن از آغوش مادر، تشخص طلبی سالهای پنجم و ششم، همانند سازی با معلم و همسالان در سالهای دبستانی) مشاهده می شود و در دوره­ی نوجوانی به اوج خود می رسد و فرد را به تدریج به یک جوان متمایز و مستقل که راه خاص خویش را در زندگی دنبال خواهد کرد، تبدیل می کند (لطف آبادی،1381، ص 129).

     بنابر این شکل گیری هویت در نوجوانی به عنوان یک فرایند پویا، مجزا از فرایند همسان سازی تصور می گردد. اریکسون (1968؛ به نقل از بورنه، 1978) در این رابطه اظهار می دارد که:

     «شکل گیری هویت جایی آغاز می شود که سودمندی همسان سازی پایان می یابد. هویت از انکار گزینشی و درونسازی متقابل همسان سازی های کودکی و جذب آنها در یک شکل بندی جدید نشات می گیرد که در جای خود وابسته به فرایندی است که یک جامعه فردیت جوان را شناسایی می کند.»

     اسپرینتهال و کولینز (1995) مسائل مربوط به هویت را در طی دوره­ نوجوانی به سه دوره تقسیم کرده اند که در نظام آموزشی ایران معادل دوره­ های راهنمایی، دبیرستان و سالهای نخستین دانشگاه است ( اکبرزاده، 1376، ص33):

الف: دوره­ی راهنمایی

     برخی از متخصصین اوایل نوجوانی را به عنوان مرحله­ی ویرانگری در شکل گیری هویت توصیف کرده اند، به این معنی که نوجوانان در این دوره چون تغییرات سریع فیزیکی یا شناختی  و اجتماعی را تجربه می کنند بخصوص علاقه مند به تجدید نظر در ارزشها و همسان سازی های کودکی هستند، برای بعضی نوجوانان این مرحله خیلی شدید، گیج کننده، همراه با درماندگی و بر انگیختگی است. در حالیکه به نظر می رسد دیگران اختلال کمتری را تجربه می کنند. درجه­ی اختلال احتمالا به اینکه نوجوان با چه مقدار تغییر روبه روست و اینکه آیا والدین و دوستان از وی حمایت می کنند یا نه؟ بستگی دارد.

     آرچر و واترمن[18] در سال1983(به نقل از اسپرینت هال و کولینز، 1995) دختران و پسران کلاسهای 6 و 8 را مورد بررسی قرار دادند.آنها دریافتند که دانش آموزان به طور یکسان بین دو زیر مقوله­ی اریکسون یعنی هویت مغشوش و زودرس تقسیم می شوند. زودرس مفهومی است که در مورد کسی که هنوز سوالاتی در باره­ی خودش و هویت فردی اش در نظر نگرفته است بکار می رود.

     هویت مغشوش برای سالهای اولیه­ی نوجوانی مناسب است و راندن دانش آموزان به سمت تصمیم گیریهای فردی شده احتمالا نه برای دانش آموزان و نه برای جامعه به عنوان کل، مفید نخواهد بود. کار واقعی تشکیل هویت در دبیرستان آغاز می شود و با جرات در طی سالهای دانشگاه ادامه می یابد (اسپرینت هال و کولینز، 1995).

ب: دوره دبیرستان

     در مقایسه با مرحله­ی ویرانگری که بوسیله­ی نوجوانان در مرحله­ی اول تجربه می شود. دانش آموزان دبیرستان در حال بازسازی هویت خودشان هستند (مارسیا، 1991به نقل از اسپرینتهال و کولینز، 1995) در حالیکه نوجوانان کوچکتر خودپنداشت کودکیشان را درهم می شکنند، نوجوانان دبیرستانی تلاش می کنند تا احساس اینکه چه کسی هستند را با تغییرات احساسات جنسی، ارزیابی توانایی ها و نقشهای جاری و آتی خود یکپارچه می سازند.

     فلاهرتی و داسک (1977، به نقل از اسپرینتهال و کولینز، 1995) بر اساس تحقیقی که بر روی 1600 دانش آموز دبیرستانی انجام دادند بیان داشته اند که زمینه­ی اجتماعی تجربیات نوجوانان در تجربه­ی روانشناختی بحران هویت نقش مهمی بازی می کند.

ج: دانشگاه

     برخی متخصصین بر این باورند که تلاشهای هویتی نوجوانان دبیرستانی پیرامون این است که آیا با همسالان خود همرنگ شوند یا ارزشها و قضاوتهای مستقلی داشته باشند. بدن آنها       چگونه به نظر می رسد و چه نقشهایی را در سیستم اجتماعی مدرسه اتخاذ کنند. در حالیکه بعد از دبیرستان، موضوع هویت جوانان نقشهای اجتماعی، ارزشی و حرفه ای آینده است (اسپرینتهال و کولینز، 1995).

     آنچه در شکل گیری هویت دشوار است، زمان نسبتا طولانی آن است و ممکن است نوجوان را برای مدتی با سردرگمی و تزلزل در تصمیم گیری و انتخاب راه زندگی بزرگسالی مواجه سازد (لطف آبادی، 1381، ص 137 ).

      در طول سالها توجهات بسیاری به کاربردی کردن و آزمون مفهوم هویت صورت گرفته است. یک شاخه روی مرحله هویت در مقابل سردرگمی نقش و جایگاه آن در طرح هشت مرحله ای تمرگز یافته است.  شاخه دیگری از تحقیقات پنجمین مرحله روانشناختی اریکسون را در روابط متضاد مورد آزمون قرار داده اند و سر انجام یک کوشش جهت مطالعه یک بعد یا ابعاد بیشتری از هویت خود اریکسون وجود دارد (پتروویچووا[19]، 2009)



[1]. I

[2]. me

[3].Self-perception

[4].Self-concept

[5].ego identity

[6].ego

[7]. Super ego

49. Deschsmps & Devos

[9]. Kroger

[10]. Celen & Kuşdil

[11].Burke

[12].self-esteem

[13].achievement motivation

[14].academic self-concept

[15].development of self-control

[16].social cognition development

[17].identity development  

[18]. Archer & Waterman

[19]. Petrovičová

نوشته شده در یکشنبه 26 دی‌ماه سال 1389ساعت 09:11 ق.ظ توسط علی اکبر کریمی نظرات (1)


Design By : Pichak