X
تبلیغات
رایتل

مشاوره

انتشار مطالب وبلاگ تنها با درج آدرس آن بعنوان منبع مجاز می باشد. خواهسمند است بدون ذکر منبع در جای دیگری استفاده نگردد

آشنایی مختصر با رویکرد مشاوره و  روان درمانی غایت نگر

منبع: 

رویکرد مشاوره و روان درمانی غایت نگر 

مولف: 

 محمد مصطفوی 

تهیه و تنظیم:

علی اکبر کریمی

ارشد مشاوره مدرسه از دانشگاه تهران

مقدمه

تفاوتهای فرهنگی در امر مشاوره و روان درمانی، از موارد مهمی می باشد که از دیر باز مد نظر مشاوران و درمانگران مختلف قرار گرفته است. توجه به تفاوتهای فرهنگی در مجامع متلف انسانی یکی از ضروریات مشاوره و روان درمانگری عصر حاضر می باشد، چرا که اگر به این موارد و موضوعات دقت نکنیم و آنها را در مشاوره های خود رعایت ننماییم چه بسا که مشاوره ما به نتیجه مطلوبی نرسیده و حتی نتیجه ای کاملا عکس داشته باشد.

     مشاوره بومی شده بیانگر اتخاذ یک روش مشاوره ای با اتکا بر فرهنگ یک جامعه خاص می باشد. در ایران نیز این روش مشاوره با بعنوان رویکرد مشاوره و رواندرمانی غایت نگر با بهره مندی از تعالیم دین مقدس اسلام و آموزه های دینی مانوس در فرهنگ ایرانی ارائه گردیده است. هرچند که این روش برداشتی آزاد از نظریه های مشاوره غربی از جمله آدلی، گشتالتی و انسانگرا می باشد ولی در جای خود با توجه به اهمیتی که به اصطلاحات دینی و علمی مانوس در فرهنگ ایرانی-اسلامی داشته قابل تامل می باشد.

    مشاوره غایت نگر با توجه به رویکرد دینی خود در زمره مشاوره های با رویکرد دینی قرار میگیرد که در این نوع از مشاوره ها تکیه و تاکید اصلی بر مفاهیم دینی در توجیه و توضیح مسائل روانشناختی می باشد. رویکرد غایت نگر در مشاوره و رواندرمانی، با این دیدگاه در کنار رویکردهایی مانند رویکرد آلپورت، فرانکل، ویلیامز جیمز و مازلو و یونگ و... قرار می گیرد که هر کدام به نوعی ریشه بیماری و سلامت روانی را در نوع و سطح دینداری افراد می دانند.

  ما در این مقال کوتاه به شرح مختصری از رویکرد مشاوره و رواندرمانی غایت نگر می پردازیم.

     رویکرد غایت نگر آغازش تاکید بر تلاش جهت شکوفایی استعدادهای بالقوه و جهت دهی به آنها می باشد که لازمه آن نیز خودشناسی افراد است. آنچه که زیربنا و نقطه آغزین چنین هدفی است، خواست و اراده و اختیار فطری انسان برای شناخت بیش تر خویشتن و بهره گیری مناسب از قابلیت ها، ظرفیتها و استعدادهای خدادادی خویش است.

تاریخچه تحول فکر در رویکرد غایت نگر

درتدوین این رویکرد از سه حوزه استفاده شده است :

1-    مبانی انسان شناسی دینی

2-    نظریه های مشاوره ای

3-    تجارب شخصی مولف در انجام مصاحبه های مشاوره ای

آنچه باعث روی آوری مولف به این رویکرد شده عبارتند از:

1-    عدم توجه کافی رویکردهای متفاوت به مبانی دینی که متناسب با اصل فطرتبشر است و پاسخگوی نیازهاست

2-    نداشتن نگاه جامع به انسان در نظریه ای مختلف

3-    عدم توجه بسیاری از رویکردها به ایجاد فلسفه زندگی در افراد

4-    عدم توجه رویکردهای موجود به تاثیر موضوع جاودانگی و زندگی پس از مرگ علیرغم تاکید ادیان الهی، در سلامت روان 

وجوه تمایز این رویکرد با رویکردهای دیگر

1-    توجه جدی به مبانی اصیل فلسفی ادیان در حوزه انسان شناسی.

2-    جامع نگری به تکامل بشر صرف نظر از نژاد و قوم و....

3-    توجه جدی این رویکر به گذشته، حال و آینده مراجع

4-    نگاه این رویکرد به جاودانگی پس از مرگ

5-    تاکید بر نقش سه عنصر دانایی، نیکویی و زیبایی در شکل گیری ساختار شخصیتی سالم

6-    توجه به بعد روحانی انسان به عنوان ساختار شخصیتی مشترک بین انسانها و انسان با خدا 

الف) ساخت شخصیت در رویکرد غایت نگر:

    از نظر این رویکرد ساختار شخصیت به سه بعد تن، خود و روح تقسیم می شود.

الف)  بعد تن: این بعد از شخصیت آدمی یعنی گرایش فطری آدمی در جهت تامین نیازهای مادی و تلاش برای زنده ماندن است.

ب) بعد خود: مجموعه استعدادهای روانی انسان (اعم از احساسات، عواطف، تضادها، گرایش ها، اکتسابات و تمایلات) است.

خود به سه بخش حیوانی، سرزنشی و انسانی تقسیم می شود:

1-    خود حیوانی: امر کننده به تبعیت از هواهای نفسانی

2-    خود سرزنشی: ایجاد محدودیتها و حصارهایی در مقابل رفتارهای غریزی و حیوانی جهت حفظ زندگی اجتماعی و فردی انسانها متکامل.

3-    خود انسانی: معیار سنجش جهت ایجاد توازن در میزان محدودیتهای اعمال شده از طرف خود سرزنشی و ارضاء نیازها از طریق خود حیوانی.

ج) بعد روح: این بعد زا شخصیت نقطه مشترک و تشابه فطری همه انسانهاست تقویت این بعد نیازمند توجه مضاعف به سه بعد دانایی، نیکویی و زیبایی است که البته دانایی به وسیله علم و فلسفه، نیکویی در حس همدردی و خدمت به خلق، و زیبایی در اشراق درون و درک زیبایی شناختی استوار است.

هماهنگی بین این سه نوع خود همراه با رشد بعد روح، نشانه انسان سالم است. 

مفاهیم بنیادی رویکرد مشاوره و رواندرمانی غایت نگر

1-    کما گرایی و غایت اندیشی

     منظور از کمال دست یابی به دانایی، نیکویی و زیبایی است که همه انسانها به طور فطری و مستمر در پی رشد آن هستند.پیش فرض این رویکرد این است که  هدف نهایی تلاش های فرد رفع ناتمامی، رستگاری  و دستیابی به کمال است که به صورت خدادادی در درون انسانها نهاده شده است و محیط نقش موثری در بروز آن دارد.

2-    تلاش برای رشد دانایی و نیکویی و زیبای

    دانایی تمایل ذاتی انسانها برای فهم و رمزگشایی ناشناخته هاست که مسیر تکاملی انسانها را تسهیل می کند. نیکویی ابزار انسان در درک بدیها و خوبیها، بودن در جمع و....و درک و فهم دیگران است. منظور از زیبایی شناخت طبیعت، شاهکارهای خلقت و درک و خلق زیباییهاست.

3-     احساس ناتمامی جمعی و غفلت

    منظور از ناتمامی جمعی ذهنیتی است که ما از مفهوم خوشبختی و عالم مثل افلاطونی یا همان عالم قبل از هبوط داریم. به عبارتی دیگر منظور از احساس ناتمامی همان نقصی است که انسان در رسیدن به به جایگاه ابدیش دارد.

غفلت باعث ایستایی، درماندگی و بی هدفی زندگی فرد می گردد.

4-    مسئولیت پذیری اجتماعی

     مصداق حدیث کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته. حرکت به سوی تحقق اهداف متعلی جامعه مانند کمک به همنوع، امر به معروف و نهی از منکر، انفاق به تهیدستان و....را در بر میگیرد.

5-     اسلوب عمل

اسلوب عمل راهکار فرد برای رفع احساس ناتمامی است. 

پنج عامل دخیل در انتخاب اسلوب عمل

الف) غایت شناسی: شناخت اهداف واقعی در زندگی بر اساس غایت های پیش بینی شده

ب‌)  خودشناسی: اعتقاد به اینکه من کی هستم.

ج) الگو شناسی: شناخت الگوهای مطره شده مرتبط با هدف.

د‌)      اعتقادات اخلاقی: مجموعه چیزهایی که درست و نادرست می باشندو فرد به آنها اعتقاد دارد.

ه‌)       جاودانگی: اعتقاد به خوشبختی و عدم فناپذیری.

6-    خود انسانی و سازنده

خود انسانی معیار تمام فعالیتهای انسان در نیل به کمال و رفع احساس ناتمامی می باشد.

7-    جاودانگی پس از مرگ

    اعتقاد به وجد دنیایی بالاتر و برتر از این دنیای دون، و اعتقاد به اینکه انسان همچون مسافری است که از این دنیای فانی در سیر الی الله و هستی مطلق می باشد 

ب) ماهیت انسان 

    در دیدگاه غایت نگر انسان موجودی به طور ذاتی خوب و تکامل گراست که از کرامت ذاتی برخوردار است. انسان بر اساس هدفهای تکاملی زندگی خود را معنا و مفهوم می بخشد. 

ج) ماهیت اضطراب و بیماری روانی

      در رویکرد غایت نگر، بیمار روانی از یک طرف ناشی از تضاد بین تجارب آموخته شده فرد در جریان زندگی فردی و اجتماعی با هدفهامی غایی و از سویی دیگر نیز نتیجه عدم شناخت فرد از نحوه ارضای درست امیال می باشد. اضطراب یا بیماری فرد تلاشی است که در جهت حل غفلت و ایستایی در شخصیت بروز می کند. رفتار بیمارگونه نشانگر غیر عادی بودن مسیر زندگی است

در این رویکرد اضطراب فرد نتیجه تعارض بین حالتهای خود، چند پارگی و ناتمامی و عدم یادگیری مبتنی بر اصل فطرت است. 

ابعاد انحرافی(دانایی، نیکویی و زیبایی)

1-    اغراق در دانایی، نیکویی و زیبایی

2-    دروغگویی

3-    حسادت

4-    غیبت

روان درمانی غایت نگر

الف) تعریف

     وظیفه درمانگر در این رویکرد آنست که مراجع را تشویق کند تا هدفهای منطبق با جوهر اصل خود را کشف و درک نماید و از طرفی هم روش های ایجاد ارتباط با خالق، همنوعان، تجزیه و تحلیل زندگی و امکان شیوه زندگی جدید را بیاموزد.

ب) انتظار از رواندرمانی

      هدف درمانی عمده این رویکرد آن است که به مراجع کمک نماید تا ضمن تعین هدفهای صحیح و پر معنی برای خود، جرات رویارویی با مشکلات و تعدیل حالتهای خود را فراگیرد تا با کمک مشاور فردی سالم و متعادل شود. 

ج) فرایند درمان

فرایند درمان در این رویکرد از مراحل زیر تبعیت میکند

1-    پذیرش و ایجاد رابطه حسنه

2-    درک و فهم فلسفه زندگی مراجع بر اساس مفاهیم غایت نگر و تکاملی

3-    بررسی تعارضات و کشمکش های حالت های خود

4-    بررسی اسلوب عمل مراجع

5-    آشناسازی مراجع با پیامدهای اسلوب عمل انتخابی

6-    روایت نویسی مجدد زندگی

نوشته شده در یکشنبه 10 بهمن‌ماه سال 1389ساعت 11:14 ب.ظ توسط علی اکبر کریمی نظرات (2)


Design By : Pichak